حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
160
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
فعاليت آنها در اين زمينه به قدرى بوده كه حتى به نسلهاى بعدى آنها اين صفت را اطلاق كردهاند . از جملهء اين افراد ، محمد بن عثمان حشائشى است كه در سال 1271 ه ( 1855 ميلادى ) در كشور تونس به دنيا آمد . وى داراى تأليفات متعددى است از جمله : « جلاء الكرب عن طرابلس الغرب » . پل آمير مىگويد : « نزاريان در اين زمينه فعاليت گستردهاى داشتهاند . آنان در كوهستانهايى كه در آن زندگى مىكردهاند ، روستاها و مزارعى داشتهاند كه در آنها حتى زنان و كودكان به كار جمعآورى گياهان دارويى مشغول مىشدند . آنها به آنچه طبيعت براى انسانها مىرويانده است ، اكتفا نمىكردهاند و در زمينهء كاشت اين نوع گياهان ، در خانهها فعاليت داشتهاند . نزاريان اين گياهان را از مزارع و بيابانها گردآورى كرده و به افراد معينى كه با خداوند الموت ( حسن صباح ) ارتباط داشتهاند ، مىفروختهاند تا به شهرهاى مختلف صادر كنند » . پل آمير محمود سجستانى را يكى از نمايندگان حسن صباح مىداند كه مأموريت واردات و صادرات اين نوع گياهان را به عهده داشته است . اين نويسنده گفتگويى را كه ميان سجستانى و فردى موسوم به على كرمانى ( از كارمندان او ) مبادله مىشود ذكر مىكند كه در قسمتى از آن سجستانى از كرمانى خواهش مىكند مواظب باشد گياهان دارويى را با گياهان كمارزش ديگر مخلوط نكند زيرا : ما اگر تنها يكبار انواع گل بنفشه و سپستان و انذروت را با گلهاى بىارزش ديگر مخلوط كنيم و براى مشترىهايمان در رى ، كاشان ، اصفهان و ديگر شهرها بفرستيم ، آنها ديگر هيچ دارويى از ما نخواهند خريد . در آن روزگار چنين بوده كه در هر شهرى بازار خاصى وجود داشته كه در آنها گياهان دارويى به فروش مىرفته است . گياهان دارويى در الموت در بستههايى كه روى آنها اسم كسى كه اين بسته بايستى براى وى ارسال مىشده